ناصر الدين شاه قاجار
50
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى )
دروازهء تبريز و ساير دروازههاى ديگر را ضياء الملك در ايام حكومت خودش ساخته است . از دروازهء تبريز هم گذشته افتاديم به راه ، جعدهء صافى بود ، طرفين جعده صحراى خوبى بود ، سبز و خرم بوتهء اسپند زياد داشت ، قدرى كه رانديم باز صحرا گل ورك شد اما باز نشده بود همه غنچه داشت ده روز ديگر باز مىشود حيف كه باز نشده است همينطور مىرانديم ، باقر خان طرف دست چپ كالسكه ما مىآمد ، چسبيده بود به كالسكه كه اسم دهات و غيره را بگويد ، عقب نمىرفت ، رانديم تا سلطان آباد كه دهى است ، قلعهء محكم خوبى كشيدهاند مال امينىها است ، ده خوبى است . قنات درآوردهاند ، قناتهاى اينجا هركدام سى هزار تومان و چهل هزار تومان خرج دارد تا دربيايد از همين ده سالى هفت هشت هزار تومان برمىدارند ، خيلى آباد و بزرگ است ، خلاصه راند [ يم ] ، صحرا تمام سبز است و صاف مثل كف دست ، رسيديم به آفتابگردان حرم طرف دست چپ صحرا آفتابگردان عزيز السلطان را زده بودند ، اديب الملك را فرستاديم كه برود احوال عزيز السلطان را بپرسد رفته بود ديده بود عزيز السلطان آدمهاش را خوابانده بود و خودش سوار اسب شده بود ده در رو رفته بود ، اديب نيم فرسنگ اسب دوانده بود تا رسيده بود به عزيز السلطان و احوالات پرسيده بود ، برگشته بود ، عرض كرد چند تا درخت طرف دست راست ديديم من خيال كردم آب دارد ، سوار اسب شديم رانديم ، رسيديم ديدم آب ندارد ، مثل باغات قزوين ميانش انگور كاشته بودند و دورش درخت بود ، آنطرف درختها يك تپهء سبز قشنگى بود ، روى تپه آفتابگردان زدند ، افتاديم به نهار ، امين السلطان ، مجد الدوله ، دندانساز ، اعتماد السلطنه ، طولوزان بودند ، همهء پيشخدمتها بودند ، اعتماد السلطنه [ و ] طولوزان روزنامه خواندند ، اين دهات همه مال امينىها است ، بعد از نهار سوار كالسكه شده رانديم ، چند تا ده طرف دست راست و چپ از دور ديديم اسم يك ده كهك بود مال آخوندهاى قزوين است . يك ده معتبر ديگر ديديم مال حاجى ميرزا محمود امينى است كه حالا از همهء امينيها معتبرتر است و خودش طهران است . باز صحرا صاف و تمام گل ورك است همينطور رانديم رانديم تا از دور درختهاى سياه دهن پيدا شد . رانديم ، رسيديم ، جمعيت رعيتهاى سياهدهنى همه آمده بودند جلو ، از قرارى كه آقا باقر خان مىگفت سياهدهن هفده هجده هزار نفر جمعيت دارد ، خانههاى ده جلو باغاتشان است ، يك تپه هم دارد بعضى خانههاشان را رويهم رويهم ساختهاند ، بعضى زمين است ، توى خانهها درخت ندارد ، پشت ده باغات زياد دارد ،